همه دل خوشی مردم این سرزمین دو تا تیم بود. دو تیمی که طرفداران خاص خودش رو داشت. یه تیم سرخ می پوشید و دیگری آبی.
به تیمی که سرخ می پوشید میگفتن تیم اول اون سرزمین چراکه توی هرچی نظرسنجی بود با اختلاف میشد پرتماشاگرترین تیم اون سرزمین، حتی تو آسیا هم محبوب ترین بود.
وقتی زمان بازی این دو تیم باهم فرا می رسید میشه گفت تموم سرزمین توی اون دو ساعت تعطیل میشد.
دو تیم بازی های زیادی انجام دادند یکی رو سرخ می برد یکی رو آبی تا اینکه یه روز تاریخی واسه اون سرزمین فرارسید، دوباره تماشگران به ورزشگاه اومدند، بازی شروع شد:
«سرخ ها گل اول رو زدند خب عادی بود بالاخره یه تیم باید اول رو گل میزد اما سرخ ها گل دوم هم رو زدند و این پایان کار نبود سرخ ها همچنان ادامه دادن تا شش گل به آبی ها زدند و اینجا بود که سری جدیدی از کری خونی بین طرفدارای دو تیم آغاز شد.»
از اون موقع هروقت آبی ها حرف می زدند سرخ ها بهشون می گفتند شیش تایی ها و عدد شیش رو بهشون نشون می دادند.
سی و چندی سال از اون موقع گذشته بود و همچنان آبی ها حتی اگه تیمشون هم برده بود تا می خواستن حرف بزنند سرخ ها بهشون می گفتند شیش تایی ها .
گذشت و گذشت تا آبی ها به هر زور و ضربی بود چهار تا دربی رو پشت سر هم بردند و اینقدر این سی و چندی سال بهشون سخت گذشته بود که هر جا که می رسیدند چهار رو نشون می دادند البته تقصیری هم نداشتند خیلی بهشون سخت گذشته بود.
پنجمین دربی پس از اون چهار دربی فرا رسید دوباره ورزشگاه پر از تماشگر شده بود.
بازی شروع شد آبی ها گل اول رو زدند خیلی خوشحال بودند بازی ادامه داشت تا اینکه آبی ها گل دوم رو هم زدند. دیگه آبی ها سر از پا نمی شناختند حتی مریبشون هم شروع کرده بود به خوشحالی کردن و فکر می کرد که همه چی تمومه.
داستان به اینجا ختم نشد دقایقی بعد یکی از بازیکنان سرخ هم اخراج شد تا آبی ها فکر کنند که هرچه بیشتر به شیش تاریخی نزدیک می شوند اما دریغ که آنها نمی دانستند مردی که اینبار روی نیمکت سرخ ها نشسته پیرمرد دوست داشتنی سرخ ها مصطفی پاشاست.
مصطفی پاشا دست به کار شد و دقیقه هشتاد مهاجم خارجی سرخ ها و مهدوی کیا رو وارد بازی کرد. مهاجم خارجی یک گل از دو گل رو جبران کرد. دقایقی بعد مهاجم سرخ ها گل تساوی رو هم زد و این پایان کار نبود چراکه در لحظات واپسین مهاجم خارجی گل سوم رو هم وارد دروازه آبی ها کرد.
اینجا بود که چهار برد متوالی آبی ها در دربی که آنها از آن به عنوان افسانه یاد می کردند تبدیل به یک کابوس برای آنها شد به گونه ای که تا طرفداران آبی میخواستند چهار رو نشون بدهند طرفداران سرخ علاوه بر شیش تایی ها به آنها می گفتند 10 10 3 که بیانگر خوردن 3 گل در 10 دقیقه از تیم 10 نفره سرخ بود.
درست حدس زدید تیم آبی همان استقلال بود و تیم سرخ پرسپولیس واون مهاجم خارجی کسی نبود به جز ایمون زاید.
اینم یه عکس از مصطفی پاشا به همراه الکس فرگوسن بهترین مربی قرن 21 جهان تا همه بدونند کسی که این کابوس رو واسه آبی ها رقم زد کم کسی نبوده.

منبع:بچه های مکانیک کرمان
برچسبها: طنز فوتبالی
