تاريخ : یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ | نویسنده : (admin)
سلام..
واقعا باور ی چیزای خیلی سخته
اینقد زود گذشت ک احساس میکنم همش رویا بوده...
با شما وهمکلاسی بودن با شما رو میگم
هممون اینقد درگیر زندگیمون شدیم ک انگار نه انگار یه روزی تو دانشگاه سیستان دانشکده ادبیات
یه اتفاقایی افتاده به نام خاطره که من وتو هم جزئی از اون خاطرها بودیم.
اومدم اینجا بگم من یکی نمیتونم از پس فراموش کردن خاطرات بر بیام...
منتظرتونم تا جونی دوباره بدیم باه خاطراتمون..
منـــــــــــ هستمــــــــــــ
شمامــــــ باشینــــــــــــــ
پس بسم الله
بگین دارین چیکار میکنین.کی رفته ارشد.کی ازدواج کرده....
خلاصه ما رو از احوالات خودتون با خبر کنین
